اشکی بود مرا که به دنیا نمیدهم
سید رضا مویدپسندیدن2
بازدید6.9K
اشکی بود مرا که به دنیا نمیدهم این است گوهری که به دریا نمیدهم گر لحظهای وصال حبیبم شود نصیب آن لحظه را به عمر گوارا نمیدهم عمری بود که گوشهنشین محبتم این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم در سینهام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینهی سینا نمیدهم تا زندهام زدرگه او پا نمیکشم دامان او زدست تمنا نمیدهم سرمایهی محبت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا نمیدهم امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست این نقد را به نسیهی فردا نمیدهم در سایهی رضایم و همسایهی رضا این سایه را به سایهی طوبی نمیدهم