اشک با چشمانِ خیسِ من رفاقت داشته
علیرضا وفاییپسندیدن0
بازدید50
اشک با چشمانِ خیسِ من رفاقت داشته گریه بیهوده نکردم ، گریه علت داشته سینه ام تنگ است از بس که بلا دیدم بلا قلبمن خوناست خون،از بسکه حسرت داشته قطره قطره بودم اما میشوم یک روز سیل … جلوه خواهد کرد قطعاً آن که خلوت داشته حتم دارم چادر خاکی نجاتم میدهد مادرم همیشه اسباب شفاعت داشته سوخت در آتش که این آتش نسوزاند مرا به تمام بچهها مادر ، محبت داشته «ذَاتِالْأَحْزَانِالطَّوِيلَةِ»با همین عمرِ کم ـَش اُف بر این دنیا که یک دنیا اذیت داشته «إِرْثُهَاالْمَمْنُوعَةِ»؛وقتی که قباله پاره شد فاطمه بعد از فدک اینقدر محنت داشته «حَقُّهَاالْمَغْصُوبَةِ»؛خوردند حقش را همه این بلایی که سرش آمد شکایت داشته «بَعْلُهَاالْمَظْلُومِ»؛حیدر از خجالت آب شد فاتح خیبرْ درون خانه غربت داشته «ضِلْعُهَاالْمَكْسُورَةِ»،با ضرب لگد سینه شکست فاطمه تا آخر عمرش کسالت داشته «إبْنُهَاالْمَقْتُولِ»محسن؛قتلگاهش خانه بود در روایت ها نوشته ضربه شدت داشته ضربهی در بود محکم یا شتابِ دست شمر ؟ روضهی گودال خواندن هم مصیبت داشته لا به لای پنجهی شمر است گیسوی حسین گرچه در این حال هم ، آقا رضایت داشته چند ساعت شد ز مقتل درنمیآید کسی سر بریدن از حسین از بس که زحمت داشته دست پر رفته ست هر کس دستْ خالی آمده هر کسی در دست خود اسباب غارت داشته ناقهی عریان کجا و دختر زهرا کجا !؟ کی ؟ کجا ؟ زینب تحمل بر اسارت داشته چوب دستیِ عبیدالله دندان را شکست قصه های مجلس کوفه خجالت داشته پلههای قصر پای بچه ها را داغ کرد در اسیری حالت طفلان وخامت داشته