اسیر موجهای سرکش تقدیر, ماهیها
سید حسین متولّیانپسندیدن0
بازدید1.1K
اسیر موجهای سرکش تقدیر, ماهیها
و میمیرند! شایدزود, شاید دیر, ماهیها
گروهی سایۀ امن خدا برنعش اقیانوس
گروهی در فریب فتنۀ تزویرماهیها
شبی کاش آهوی قلبم اسیر چنگشان میشد
کجای جنگلند این گلههای شیرماهیها؟
دل دریا گرفت ازموج ماهیهای سرگردان
و از امواج دریا خسته ودلگیر, ماهیها
ورود کاروانی بارشان دریا به موج افکن
به نخلستانی از تأثیر بی تأثیرماهیها
تمام لشکر اردی بهشتی تیر باران شد
به دستان عطش, در دوزخی از تیرماهیها
"خذینی یا سیوف الارض!" این راگفت و این یعنی:
مرا در بر بگیرید آه ای شمشیر ماهیها!
سپس, خورشید ماهی, دل به دریا زد به خاک افتاد
کسی آنسوی دریا بانگ زد: "تکبیر ماهیها"؟!
تمام شهر میدیدند بعد از کل کشیدنها
به جای تور، جان دادند در زنجیر ماهیها
و در رویای خاکستر: تب میلاد یک ققنوس
و در کابوس دریا آخرین تصویر: ماهیها...