اسلام را تکثیر کرده قالَ صادق
مهدی قربانیپسندیدن0
بازدید48
اسلام را تکثیر کرده قالَ صادق احکام را تفسیر کرده قالَ صادق تفهیم شد عشق از کلامِ نافذِ او هر قلب را تسخیر کرده قالَ صادق اِرشادِ او آرامشِ محضِ جهان است بر سنگ هم تاثیر کرده قالَ صادق گاهی قلم، ابزارِ جَنگِ یک دلیر است چون واژه را شمشیر کرده قالَ صادق کاخِ ستم را زیر و رو کرده شبانه منصور را تحقیر کرده قالَ صادق پیر و مُرادِ عالَم و آدم شده او با روضه اش ما را عَجین کرده خودِ او بِینِ مناجاتِ شَبش که چَشمِ تر داشت مُحرِم شد آتش در طوافش شعله برداشت در خانه مشغولِ خدایش بود اما ای کاش که از حملهٔ آنها خبر داشت از رویِ دیوار آمدند آن کینه توزان انگار نه انگار که آن خانه در داشت هر چند تنها بُردنش در آن دلِ شب یک قافله دل با خودش در پُشتِ سَر داشت شوال را ماهِ مُحرم کرده بودند اوضاعِ آقا روضهٔ ماهِ صفر داشت در آن شبی که اُلفت او را شکستند در کوچه خیلی حُرمت او را شکستند جُز دیدگانی تر ندارد شیخِ مذهب عَمامه ای بر سر ندارد شیخِ مذهب فرصت ندادند و به زور از خانه بردند تا که عبایی بر ندارد شیخِ مذهب بر رویِ دوشِ خسته اش وقتی عبا نیست انگار بال و پَر ندارد شیخِ مذهب دشمن به مرکب بود و او پایِ پیاده در کوچه ها منبر ندارد شیخِ مذهب یا راحمَ الشیخِ الکبیر ای حیِ دادار جُز حالتی مُضطر ندارد شیخِ مذهب احساسِ من این است باید پَر بگیرم یعنی که با او روضه را از سَر بگیرم * یک عمر بین روضه ها مغموم بوده او نوحه خوانِ کشتهٔ مظلوم بوده وقتی که او یک عمر گریه کرده یعنی... شیعه به گریه از ازل محکوم بوده شاید میانِ گریه فرموده که مردم!!! کامِ حسین از آب هم محروم بوده شاید که گفته قبل جَدِ من به دنیا... قَطعِ سَری اینگونه نا مرسوم بوده یک روضه اش این است، از بالایِ گودال... اوضاع برای عمه اش معلوم بوده نوحُ الائمه نوحه را مرسوم کرده تکلیفِ ما را هم خودش معلوم کرده