از شاخه بر روی زمین رقصان میافتد
علی فردوسیپسندیدن0
بازدید1K
از شاخه بر روی زمین رقصان میافتد
میغلتد و در دامن جانان میافتد
این نقطۀ پیدایش قانون ثقل است
وقتی که سیبی بر سر انسان میافتد
از میوۀ ممنوعه باید رفت و پرسید
آدم چرا در دام این شیطان میافتد؟
حتی دهان رودها هم آب افتاد
سیبی به جویی دارد از ایوان میافتد
با آبها میچرخد و همپای ماهی
یک اتّفاق تازه در جریان میافتد
روزی اگر لبخند سیبی را ببیند
خرما دگر از چشم نخلستان میافتد
مدهوش رنگش میشود زیبای خفته
در داستانها اتّفاق آسان میافتد
***
این بوی مظلومیّت است، این بوی سیب است
آدم به یاد کُشتۀ عطشان میافتد