از دل حجرهی تاریک که بسته است درش
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید17
از دل حجرهی تاریک که بسته است درش میرسد نالهای و دل شده خون از اثرش چیست؟ این نالهی سوزنده و از سینه ی کیست؟ صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش این فروغ دل زهراست که خونست دلش این جگر گوشهی موساست که سوزد جگرش این جواد است که از تشنگی و سوزش زهر جان سوزان بود و ناله ی جانسوز ترش خانهاش قتلگه و همسر او قاتل اوست باراِلها تو گواهی که چه آمد به سرش همسر مرد برایش پر و بال است ولی همسر سنگدل او بشکسته است پرش آتش زهر چنان کرده به جانش تأثیر که کند هر نفس سوختهاش تشنه ترش شهر بغداد بود شاهد مظلوم دگر پسری را که دهد جان ز ستم چون پدرش کاش میبود غریب الغربا در آن جا تا زمانی نگرد غربت تنها پسرش