از جوادُالائِمّه از اصغر
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید27
از جوادُالائِمّه از اصغر بِطلب حاجتِ دل اِینوکر شبِ میلادِ این دو دُردانه کربلا میدهند هر دو پدر دستِ بابالمراد باز شود دستِ خالی نمیرویم از در علیِ ابنِ الحسین آمده و..... عیدیِ ماست با خودِ حیدر هر دو از نسلِ شیر و شمشیرند اسداللّهِ مِنبر و خیبر برق این دیدههاست مثلِ علی محشری میکنند در محشر هر دو هنگامِ مشکلات و بلا گوشِهچشمی به ما کنند اگر..... دردها میشوند سرگردان از بلا نیست در زمانه اَثر هر دوتا غیرتی و مرتضوی هر دو مَستِ سَبویِ آبآور هر دوتا بیقرارِ کربوبلا هر دو بیتابِ روضهیِ معجر سیبِ سرخِ بهشتیِ حَرمند ساقیِ عشق و بادهیِ باور کاظمینی و کربلایی شد شبِ میلاد حالِ ما مادر مادرِ عشق مادرِ روضه آبرویِ غلامِ شاه بخر دلِمان بیقرارِ کربوبلاست سخن از آتش است و خاکستر دستِ اِبنُالرِّضاست برگِ برات دستِ این شیرخواره حکمِ سفر عاشقِ کربلا پریشان است مثل گیسویِ رویِ نیزه و سر مضطرم مثلِ مادری که شنید میخورد سنگ بر سرِ دلبر میزنم رویِ سینه مثلِ رئوف از ربابه سهپَر گرفت پسر پسر فاطمه بیا مهدی وارث مرتضی بیا دیگر