از بام این پیام دهد، آشنای تو
خوشدل تهرانیپسندیدن0
بازدید1K
از بام این پیام دهد، آشنای تو
کای شاه سرفراز! سر من فدای تو!
شهباز قُدسیام من و سرباز کوی عشق
در سینه دل تپد چو کبوتر، برای تو
لب، غرق خون و ریخته دندان، به ضرب تیغ
با این لب بُریده، سرایم ثنای تو
از بام، جسم بیسر من، گر نگون شود
غم نیست زآن که میکشم این غم، به پای تو
بندند ریسمان اگرَم، کودکان به پای
شادم که هست، رشتۀ مهر و وفای تو
جانا! میا به کوفه که اکبر بُوَد جوان
سخت است، داغ مرگ پسر، از برای تو
جانا! میا به کوفه که زینب شود اسیر
گیرد تمام عمر به عالم، عزای تو
«خوشدل»! به یاد مسلم مظلوم، خون ببار
تا اجر بخشدت به قیامت، خدای تو