آیتی حق نماست معصومه
حبیب الله چایچیان (حسان)پسندیدن0
بازدید25
آیتی حق نماست معصومه لطف بی انتهاست معصومه عطر باغ محمدی دارد زادهی مصطفاست معصومه جلوه ای از جمال قرآن است چهره ای حق نماست معصومه پرتوی از تلالؤ زهرا گوهری پر بهاست معصومه ماه عفت نقاب آل کسا دختر مرتضاست معصومه اختری در مدار شمس شموس یعنی اُختُ الرِّضاست معصومه زائران، یک درِ بهشت این جاست تربتش با صفاست معصومه در توسل به عترت و قرآن بابِ حاجاتِ ماست معصومه از مدینه به قصد خِطِّه ی توس رَهروی خسته پاست معصومه تا زیارت کند برادر خویش فکر و ذکرش رضاست معصومه روز و شب عاشقی بیابان گرد خواهری با وفاست معصومه یا مگر اوست زینبِ دگری کز برادر جداست معصومه تا بدانی که نیمه ره جان داد بنگر اکنون کجاست معصومه از وطن دور و از برادر دور حسرتش غم فزاست معصومه گرچه نشکسته سینه و پهلوش در دلش داغ هاست معصومه داغ زهرا و داغ اجدادش وارثِ کربلاست معصومه هر حسینیه بیتِ اوست (حسان) چون که صاحب عزاست معصومه