آن شب که بُرید از نفس خود، کفنت را
هادی منوّریپسندیدن0
بازدید1K
آن شب که بُرید از نفس خود، کفنت را
پیچید در اندوه، خداوند، تنت را
میخواست شهیدان «اولوا العزم» ببینند
افتاده بهخون، بیسر و عریان، بدنت را
لب را به کدامین رگ بیتاب گذارد؟
آن کس که هوس کرد ببوسد، دهنت را
چرخید و به تن کرد زمین، ماه محرّم
در هیأت زنجیرزنان، پیرهنت را
میترسم از این قوم که لبتشنه بمیرند
گر شرح دهم، شیوۀ پرپر زدنت را