آن خالقی که بر تن بی روح جان دهد
حبیب الله چایچیان (حسان)پسندیدن0
بازدید5.4K
آن خالقی که بر تن بی روح جان دهد مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد شخص کريم، جودِ بلاشرط می کند آری خدا هر آن چه دهد رايگان دهد هر نعمتی که داد خدا، بی سؤال داد وصل تو را که خواسته ام بی گمان دهد از خلقت تو خواست خداوند لامکان ما را کنار رحمت عامش مکان دهد گر جان دهم به يک نگهت سود با من است کالای خويش را که بدين حد گران دهد؟ بی امتحان مرا به غلامی قبول کن رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟ آن پرچمی که بر سر بام حريم توست راه بهشت را به محبان نشان دهد قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است در انتظار اين که به پای تو جان دهد روز جزا که در صف قرآن و عترتيم ما را امام ثامن ضامن امان دهد