آمده عبد گنهکار، بگو میبخشی
وحید محمدیپسندیدن0
بازدید600+
آمده عبد گنهکار، بگو میبخشی با دلی زار و گرفتار، بگو میبخشی چشم امید مرا تار نکن یا الله باز هم حضرت غفار، بگو میبخشی کار ما را نگذاری تو به آن آخر وقت اولین لحظهی دیدار، بگو میبخشی با بدهکار خودت باز مدارا کن، آه طلبت را به بدهکار، بگو میبخشی تا که آب از سر من رد نشده کاری کن مثل آن توبهی هر بار، بگو میبخشی من خودم آمده ام، فاش بگویم خجلم سر به زیر آمدم ای یار، بگو میبخشی دم افطار فقط یاد لب عطشانم به همان روضهی افطار، بگو میبخشی قسمت میدهم اینبار به عباس علی به دو تا دست علمدار، بگو میبخشی