آمد دوباره لحظههایِ بیقراری
یدالله گودرزیپسندیدن0
بازدید1.1K
آمد دوباره لحظههایِ بیقراری عطرِ محرم در جهان گردیده جاری در خون شکوفا گشته گلهای بهاری شد رنگ و روی آسمان چون گُل، اناری از چشمهای عاشقان باریده باران اینجا چراغی روشن است ای بیقراران! اینجا چراغی روشن است از مشرقِ دل نورِ حضورش میرود منزل به منزل گاهی چو خورشید است در آن سوی ساحل گاهی شکوفا میشود از چوبِ مَحمل از چشمهای عاشقان باریده باران اینجا چراغی روشن است ای بیقراران! اینجا زمین ِ کربلا، روزِ عظیم است شورِ حسینی هر کجا چونان نسیم است باید بداند هرکسی اهلِ نعیم است ردِ عبورِ خون، صراطِ مستقیم است از چشمهای عاشقان باریده باران اینجا چراغی روشن است ای بیقراران!