آفتابت خورد بر گلبرگ، شبنم داده شد
علی محمدیپسندیدن0
بازدید1.6K
آفتابت خورد بر گلبرگ، شبنم داده شد اشکِما اینگونه از گرمای این غم داده شد گریهیِ برتو اصول کافیِ بخشایش است این همان درسی است که روزی به "آدم" داده شد اعتباری هم اگر داریم، از این اشکهاست در کنار آبِ روها، آبِرو هم داده شد "یا حسینِ" ما یقیناً "یا الهی" گفتن است بین طورِ روضه بر ما اسم اعظم داده شد ای که ذکر تو دلیل التیام زخمهاست هر زمان نام تو را بردیم، مرهم داده شد یک نخ از چادر سیاه فاطمه برداشتند این چنین بر سردرِ هر خیمه، پرچم داده شد سینهی ما آه را کم داشت، زهرا ناله زد از همان ساعت به هر سینهزَنی دم داده شد عاشقانت فرصت دیوانگی میخواستند ناگهان دیدند که ماه محرم داده شده این تهِ گودالرفتن، مزد شاهنشاهی است رَملها تاجی است که بر شاهِ عالم داده شد نعل تازه سنگ را هم نرمِ نرمش میکند اینچنین شرحی برای جسم درهم داده شد ساربان بیمروت دست بردارش نبود تک تک انگشتهایش پای خاتم داده شد علی محمدی