آسمونیا غزل خون توی این شبِ همایون
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید1.4K
آسمونیا غزل خون توی این شبِ همایون
جای ذکرحق ببینید صلواته رو لباشون
شدن عاشق نگاهت پراشونه فرش راهت
میخونن نمازو زیر طاق ابروی سیاهت
عید مبعث دوباره هیئتا چه حالی داره!
عیدی کربلا میگیره هرکسی که کم نذاره
شب جشن حق پرستی شب کف زدن با مستی
دعوت خداست که امشب بین نوکراش نشستی
عید مبعثِ میدونید سرودو با من بخونید
براتِ مدینه میدن، بگیرید همه میتونید
بارون غزل میباره از لبای هر ستاره
تو دلای شیعیانش غم دیگه جایی نداره
شب عید پس چه بهتر لبی تر کنیم ز ساغر
روی خمرهها نوشته می بزن به عشق حیدر
شب عید مبعثه باز شب جام و باده و ساز
ساقی از تموم هیئت عکس دستِ جمعی بنداز
روز محشر ای جماعت پیش چشم اهل بدعت
فاطمه میشه به اذنش همه کارۀ قیامت
رحمتش حساب نداره هوامون رو خیلی داره
بیشتر از همه قیامت به ماها محل می ذاره
قیامت روز نویده دل شیعه پُر امیده
حضرت نبی به حیدر کلید بهشتو میده