آسمان ابر شد و موسم باران آمد
منصوره محمدی مزینانپسندیدن0
بازدید9
آسمان ابر شد و موسم باران آمد بارش عشق به امداد بیابان آمد دلمان گرم شد از بارش نورش وقتی دست مهرش به سر سوز زمستان آمد فصل ویرانگی ام طی شد و نرگس گل داد سر و سامان دل بی سر وسامان آمد دفتر دورهی دلواپسیام بسته شد و فصل دلتنگی آدینه به پایان آمد شد زلیخا همهی شهر زمانی که شنید یوسف فاطمه از جانب کنعان آمد محشری کرد به پا هیبتِ قَدْ قامت او جلوه کرد و به تن مردهی ما جان آمد باده ای بود که در خمرهی حق می جوشید ساغری بود که با خیر فراوان آمد یازده آیه تطهیر رسید و پس از آن وقت تفسیر شد و سورهی انسان امد رد شد از خاطرهی سیزده آیینهی نور ماه کامل شد و در نیمه شعبان آمد