آتشکدهی بادهی پیمانهات آباد
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید69
آتشکدهی بادهی پیمانهات آباد من خانه خراب توام ای خانهات آباد انگشت نما بودنِ ما لطف کمی نیست ای عشق ، دلِ اینهمه دیوانهات آباد یک نیم نظر غارتمان کرد عزیزم گفتیم ولی شوکت جانانهات آباد یکبار به ایران زدی و مُلک گرفتی مُلکی که گرفته دمِ مستانهات آباد ما پشتِ درِ خانه رسیدیم گرفتیم این خانه و این خوانِ کریمانهات آباد ما را جگری هست ولی سوخته از شوق قلبی که سپردیم به میخانهات آباد ما را جگری بود ولی کرببلا بُرد هر گوشهی شش گوشهی شاهانهات آباد ما زادهی اشکیم برای تو بگِرییم بگذار که یک عمر به پایِ تو بگِرییم