آتش زدند بر سر ایوان کبریا
مهدی طهماسبی دزکیپسندیدن0
بازدید1K
آتش زدند بر سر ایوان کبریا
آتش کشید پر سوی دامان کبریا
در آن غروب حادثۀ سرخ عشق وخون
در خون نشست یکسره چشمان کبریا
بر جسمهای پاک شهیدان نظاره کرد
چشم غریب و دیدۀ حیران کبریا
در عرش حق که نوحه و اندوه جا نداشت
در غصه ماندهاند مقیمان کبریا
از نالۀ غریبی زهرا شکسته است
قلب فرشتگان و سفیران کبریا
آتش که شعلهور شده در دشت کربلا
پر میگشود جانب دامان کبریا