آتش به جان دلبر جانانه می زنند
علیاکبر نازککارپسندیدن0
بازدید9
آتش به جان دلبر جانانه می زنند با شعله ای که بر در این خانه می زنند پیر و جوان که فرق ندارد برایشان در می زنند و بعد چه جانانه می زنند آتش نکرد افاقه و شمع غریب را در پیش چشم مضطر پروانه می زنند این جا به هر روش که شده می زنند خلق ضربه جدا و طعنه جداگانه می زنند باشد بزن ولی نه سر کوچه بین خلق یک سرشناس را که به هر جا نمی زنند این جا مدینه است طبیعی است هر کسی تا زد برای حقِّ علی چانه می زنند افتاد یاد داغ عمویش که عده ای دارند غنچه را دم گلخانه می زنند جایی که بار شیشه پناهنده شد به سنگ از دست مردمی که وقیحانه می زنند مسمار هم حساب علی را نکرد پاک این جا فقط به نیت بیعانه می زنند