نصب اپلیکیشن نوا

گُلی که رفته‌ای، امّا گلاب برگشتی

[ محمد رسولی ]
گُلی که رفته‌ای، امّا گلاب برگشتی
چو آب رفته‌ای و چون شراب برگشتی

پُر از سؤال به میدان قدم گذاشتی و
ز سُمِّ اسب گرفتی جواب، برگشتی

روان شده بدنت بینِ دست‌هایِ عمو
بلند کردمت، امّا چو آب برگشتی

ستارۀِ حرمم بوده‌ای تو تا دیشب
قَدَت کشیده شد و ماهتاب برگشتی

به هم تنیده و پیچیده گشته پیکرِ تو
شبیه موت، پُر از پیچ و تاب، برگشتی

چه آمده سرت از چشم‌زخمِ این لشکر
چرا ز معرکه‌ات بی‌نقاب برگشتی؟!

به روی خاکِ بیابان که جای خواب نبود
رسیده‌ایم به خیمه، بخواب، برگشتی  
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل