نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
چه گویم از شرر این دل ولا محور که سوخت در غم آن دلبر خدا محور ز خویش دست کشید و رضای دوست خرید چه تاجرانه سفر کرد آن صفا محور هزار بال ملائک محافظش بودند نماند زیر پر کرکس ، آن هما محور پس از امام خمینی، امام خامنهای شد اسوۀ حسنه ، بود اولیا محور قیام را سی و شش سال رهبری فرمود همان شهیدِ حسینیّ و ، کربلا محور قسم به معرفت او تشنه شهادت بود رسید بر هدف آن سید وفا محور هزار شکر که خالی نماند سنگر او نشست جای پدر، پور پوریا محور غمش به سینه مقاوم بایست ای ایران علی شناسی اگر، باش مجتبی محور مدافع شرفی تو ای امتِ خونخواه به مجتبی بنگر ، هست مرتضی محور یگانه کشور ما ، خار چشم بیگانه ست فدای غیرتِ ایرانِ آشنا محور اگرچه پست ضمیرانِ سُست عهد وطن درون طایفه ، هستند کدخدا محور ! ندارد اهل فتن، چشم دیدن ما را اگرچه پست بود، فرقه خطا محور ولی هنوز نفس میکشد به عشق علی همین وطن که بود، شاه لافتا محور ببین نترسیِ ملت، نترس ای مسئول فدایی اند همه ، باش جانفدا محور خروش امت مبعوث را به سُخره مگیر بکوش ، تا خدماتت شود بها محور محافظ وطنی تو ، ز بی وطن بگریز حذر ، ز فتنه ی آن قوم ماجرا محور شکست ، هیمنهی بی ثبات آمریکا به دست ملت آزاده و ولا محور نشسته ایم به یک کشتی ای مسافر قدس فقط به امر خدا ، باش ناخدا محور همین حضور خبر میدهد ز روز ظهور که ره همین بود و شیعه رهنما محور کشید دست «کلامی» به مُهر مشهد و گفت: به یاد یار خراسانیِ ، رضا محور
هنوز نظری ثبت نشده