نصب اپلیکیشن نوا

پس از تو، جان برادر! چه رنج‌ها که کشیدم

[ جودی خراسانی ]
    پس از تو، جان برادر! چه رنج‌ها که کشیدم

چه شهر‌ها که نگشتم، چه کوچه‌ها که ندیدم

 

به سخت‌جانی خود آن‌ قَدَر نبود گمانم

که بی‌تو، زنده ز دشت بلا، به شام رسیدم

 

برون نمود در آن دم چو خصم، پیرهنت را

به تن ز پنجه‌ی غم، جامه هر زمان بدریدم

 

چو ماه چارده دیدم، سر تو را به سر نی

هلال‌وار ز بار مصیبت تو، خمیدم

 

زدم به چوبه‌ی محمل سر، آن زمان که سر نی

به نوک نیزه‌ی خولی، سر چو ماه تو دیدم

 

ز تازیانه و طعن سنان و طعنه‌ی دشمن

دگر ز زندگی خویش گشت قطع، امیدم

 

شدم چو وارد بزم یزید، بازوی بسته

هزار مرتبه مرگ خود از خدا طلبیدم

 

هنوز بر کف پایم، نشان آبله پیداست

به راه شام ز بس از جفا پیاده دویدم

 

ولی به این همه غم، شاد از آنم، ای شه خوبان!

که نقد جان به جهان دادم و غم تو خریدم

 

ازین حکایت جان‌سوز، «جودیا»! صف محشر

به نزد شاه شهیدان، شریک، هم‌چو شهیدم

   

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل