نصب اپلیکیشن نوا

وقتی که تن حسین بی سر شده بود

[ شهریار سنجری ]
وقتی که تن حسین بی سر شده بود
دلشوره‌ی زینب دو برابر شده بود 

از خولی و شمر دیرتر می آمد
افتادن و گریه کار خواهر شده بود

تنها نه فقط رقیه، در ظهر عطش…
از غصه ات آفتاب لاغر شده بود 

در ظهر دهم حرف سر و خنجر بود
در عصر دهم صحبت معجر شده بود

ابرو به هم آورد ابالفضل…چقدر
با دیدن حرمله مکدر شده بود

با خاطره‌ی خنده‌ی معصوم علی
چشمان رباب روز و شب تر شده بود

گیسوی سه ساله کوچه پس کوچه ی شهر
بازیچه ی دختران کافر شده بود

از غربت زین العابدین این بس که 
در شام ، یزید ، روی منبر شده بود

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل