نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
هر کسی رو به توآورد جهان آرا شد مورد مرحمت انسیهالحورا شد کودکی بودم و بااسم تو مأنوس شدم پایِ عشقت بهسُویدایٍ دل من وا شد هر که نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند هر کسی نوکردربار تو شد آقا شد در زدم بر در هرخانه دری باز نشد جز درِ خانهی تو٬ در نزده در وا شد ریزه خواران سرسفرهی تو شاهانند آرزومند گداییدرت موسی شد پسر مریم اگر جان بدهد بی جان را هر دمی از نفستباز دم عیسی شد تو نگاهم نکنی دربَرِ مردم هیچم نگهت غزت دنیایمن و عقبی شد عاشقی را که توتأیید کنی مَحرم توست همچو سلمان که بهدربار شما منی شد سینه زنهای تودر رتبه همه سلطانند این مقامیست کهبا دست علی امضا شد گریه کردن به شماروزی هر چشمی نیست این متاعیست کهدر عالم زَر اهدا شد روزیِ اشک مرا درغم خود افزون کن همچنان قطره کهاز لطف شما دریا شد هیچکس از لب خشکیدهی تو نَه نشنید نظر لطف شما شامل نوکرها شد
هنوز نظری ثبت نشده