نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
مهربانا از چه رو آهنگ هجران میکنی چشمهای ملتمِس را غرق باران میکنی می نشانی بذر حسرت در زمین آرزو خانهی امید را از پایه ویران میکنی خوب می دانی چه اندازه دل شوریده را در فراقت زار و مجروح و پریشان میکنی ما که مشتاق نگاه پر ز مهرت بودهایم روی ماهت را چرا در خاک پنهان میکنی؟ میروی با خاطری آسوده اما بیگمان کلبه ی حزنی درون سینه بنیان میکنی مردم مظلوم عالم را تو با هجران خود همنشین با محنت و اندوه و حرمان میکنی چشم هر آزادهای بیند که همچون جدّ خود با تمام هستیات ایفای پیمان میکنی می روی اما نگیر از ما در این دوران سخت لحظهای آن گوشهی چشمی که احسان می کنی مطمئن هستم که حتی در بهشت جاودان باز هم یاد تمام اهل ایران میکنی در حق این ملت آزاده پی در پی دعا همنوا با حضرت پیرجماران می کنی
هنوز نظری ثبت نشده