نصب اپلیکیشن نوا

من حبیب پسر فاطمه ام، یار حسینم

[ غلامرضا سازگار (میثم) ]
من حبیب پسر فاطمه ام، یار حسینم 
بنده ام بنده ولی بنده‌ی دربار حسینم 

درس آزادگیم داده از آغاز، معلّم 
که رها گشته ام از خویش و گرفتار حسینم 

دل بریدم زهمه عالم و او برد دلم را 
دیده بستم زهمه، عاشق دیدار حسینم 

سر و جان طرفه کلافی است به بازار محبت 
که به این هدیه ی ناچیز خریدار حسینم 

شرر تشنگی و تابش خورشید، حلالم 
که جگر سوخته‌ی اشک علمدار حسینم 

این تن خسته و این فرق سر، این صورت خونین 
همه وقف قدم یار که من یار حسینم 

به ولای علی و مالک و عمار رشیدش 
من در این دشت بلا، میثم تمارِ حسینم 

آب دریا چه کند با جگر سوخته‌ی من 
که پر از سوز دل و آه شرربار حسینم 
تاجر عشقم و کالای محبت همه هستم 

سر به کف دارم و آشفته ی بازار حسینم 
میثم این گفته ی آن پیر حسینی است که گوید 

که حبیبم من و سرباز فداکار حسینم

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل