نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
مسلمیه که میرسد قلبم میشود سیدالکریمیتر نیست در این نوایِ دلگیر از .... این حرم عاشقی قدیمیتر مسلمیه که میرسد یادِ .... دستههایِ عزایِ اربابم ذکرِ من یاحسین میا کوفه نوحهیِ کاروانِ دلدارم رویِ دارالعمارهیِ کوفه ابرِ چشمِ سفیر بارانیست ازدحامی عجیب میبینم جایِ سوزن هم این طرفها نیست همهیِ کوفه آمده انگار که تماشا کند غریبیام گوش کن کوفه حرفِ مسلم را تا نفس میزنم حسینیام به خداوندِ لاٰ شریک قسم آرزویم شهادت است ولی .... چه کنم نامهای نوشتم که کرده آواره بچّههایِ علی کاش دستم شکسته بود خدا چه نوشتم برایِ ثاراللّه ؟! کاش میشد کسی خبر ببرد که نیاید به این طرف مولا کاش میشد به جایِ این کوفه دلبرم جایِ دیگری برود کوفه راهیِ کربلا شده تا .... سر به همراهِ معجری برود میرود سر به نیزه میدانم میشود معجرِ حرم تحفه گوشواره به چنگِ نامردی سهمِ سر قلوهسنگِ این کوفه آفتابی به نیزه میتابد وَ ستاره به خاک میافتد غنچهای ناله میزند عمّه تو که رفتی مرا حرامی زد لااقل طفلِ شیرخوارت را با حرم اینطرف نیاور که .... حرمله با سهشعبه میآید وای بر روزگارِ مادر که .... سرِ ششماههاش رویِ نیزه میخورد پیشِ دیدههایش تاب همنوایِ سفیرِ مظلومت ندبهیِ عاشقی بخوان ارباب
هنوز نظری ثبت نشده