نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
عنقای قاف را هوس آشیانه بود
غوغای نینوا همه در ره بهانه بود
جایی که خورده بود می، آن جا نهاد سر
دُردیکشی که مست شراب شبانه بود
یکباره سوخت ز آتش غیرت، هوای عشق
موهومپردهای اگر اندر میانه بود
در یک طبق به جلوۀ جانان نثار کرد
هر دُرّ شاهوار کش اندر خزانه بود
نامد به جز نوای حسینی، به پرده راست
روزی که در حریم الست این ترانه بود
«باللَّه»! که جا نداشت به جز بینشان در او
آن سینهای که تیر بلا را نشانه بود
کوری نظاره کن که شکستند کوفیان
آیینهای که مَظهر حُسن یگانه بود
نینی؛ که وجه باقی حق را هلاک نیست
صورت به جاست، آینه گر رفت، باک نیست
هنوز نظری ثبت نشده