نصب اپلیکیشن نوا

علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد

[ محسن عرب‌ خالقی ]
    علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد

یاد لب‌های علی اصغر و دریا افتاد

 

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست

تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

 

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد

ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

 

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند

گذر گرگ به آهوی حرم‌ها افتاد

 

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان

ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

 

روضۀ دست بریده وسط علقمه بود

روضه‌خوان دست بدون رمق فاطمه بود

   
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل