نصب اپلیکیشن نوا

شهر , آذین شده و منتظر یار شده

[ رضا قاسمی ]
شهر , آذین شده و منتظر یار شده
لحظه‌ی عاشقیِ “آمدن” انگار شده

آسمان چشم شد و روی زمین دوخته شد
ماه , همسایه‌ی دیوار به دیوار شده

“نکند یار بیاید … وَ نبینی او را …”
دلم از مردمک چشم , طلبکار شده

پر ستاره شده امشب همه جای عالم
آسمان روی زمین , چادر گلدار شده

عرش , تا صبح فقط دور زمین می گردد
سامرا کعبه شده , نقطه‌ی پرگار شده

یک نفر آمده که بود جهان منتظرش
صاحبی آمده که بوده “زمان” منتظرش

دردمندان همه هُشیار , دوا آمده است
غصه تعطیل , که معنای شفا آمده است

هر چه خواهید , بخواهید از این خانه فقط
بینواها بِشِتابید , نوا آمده است

“عالَم پیر , دگر باره جوان خواهد شد”
چونکه مُشکِ نفس باد صبا آمده است

آی “دارا” نکنی فخر , به دارایی خود
آنکه عزت بدهد بر فقرا آمده است

آی مظلوم ! , بپا خیز , علیه ظالم
چه نشستی که “معین الضعفا” آمده است

ندبه خوانان ظهور و همه محو اوییم
حرف های دلمان را به خودش می گوییم :

سرمان را به تو دادیم که سامان بدهی
دردها را به تو گفتیم , که درمان بدهی

بَرَکت نیست دگر در برهوتِ بی تو
خشک شد کوزه ی ما کاش که باران بدهی

ای که دست تو پر از رزق خدایی باشد …
نان فراوان بُود … ای کاش که دندان بدهی

سرد و بی روح تر از ما که نداری آقا …
مثل مُردار … فقط کاش به ما جان بدهی

جانمان بر کف دست است , فقط لب تر کن
گوشمان را به تو دادیم که فرمان بدهی

ما دعای فرجت را همه دم می خوانیم
ما همه منتظر آمدنت می مانیم
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل