نصب اپلیکیشن نوا

شبی که ریخت خدا در سبوی جانم می

[ محمد سهرابی ]
  • 2.4K
  • 0
    شبی که ریخت خدا در سبوی جانم می

چو تاک رفت به اعماق استخوانم می

 

علی الصّباح قیامت کسی است ساقی من

که می‌دهد به من و جمع دوستانم می

 

دکان باده‌فروشان همیشه دایر باد

که داده‌اند همیشه به رایگانم می

 

طهارتم چو بخواهید از سبو بدهید

هزار بار بریزید بر دهانم می

 

به جای آب، مزار مرا به باده بشوی

که از لحد بتراود به دیدگانم می

 

هزار خوشۀ انگور بسته‌اند دخیل

بدین امید که در گوششان بخوانم می

 

به ذکر اشهد انّ حسین ثارُالله

هزار میکده می‌نوشد از زبانم می

 

مرا ز گریه نگیرید مثل طفل از شیر

که بوده روز تولد، همه اذانم می

 

هزار روح مقدّس، غلام چشم حسین

که ریخت از بصرش در دل و روانم می

 

به کربلا نرسیدن کم از رسیدن نیست

اگر رسیده شوم باده‌ام، بمانم می

 

به پیر میکده سوگند اینکه خواهم خورد

ز دست ساغر خورشید تا توانم می

 

سر ارادت ما خاک راه اصغر تو

به مدح جام بیا تا دو خط بخوانم می

 

کنار آب گلوی علی ترک برداشت

رواست گر به تسلّی دل فشانم می            
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل