نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت مانند مرده ای متحرک شدم, بیا بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت میخواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت دنیا که هیچ, جرعه آبی که خورده ام از راه حلق تشنه من, مثل سم گذشت بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم از خیر شعر گفتن, حتی قلم گذشت تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت مولا, شماردرد دلم بینهایت است تعداد درد من به خدا از رقم گذشت حالا برای لحظه ای آرام میشوم ساعات خوب زندگیام در حرم گذشت
هنوز نظری ثبت نشده