نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
زمانه بر سر جنگ است یا اباصالح مدد ز غیر تو ننگ است یا اباصالح مرا ببخش برای تو کم دعا کردم تو را همیشه زمان بلا صدا کردم گناهْ دیده بیدار را گرفت از من فراق اجازه دیدار را گرفت از من اگر به او نرسیدی تو کاهلی ای دل زِ یاد برده ای انگار سائلی ای دل طلب مقام رفیع تواضع فقراست نزول رحمت ایزد به قدر خواهش ماست نه اینکه مضطر و خونین جگر بخواهیمش فقط به قدر کمی آب اگر بخواهیمش به سوی میکده ساقی شتاب خواهد کرد سبوی تشنه ما را پر آب خواهد کرد سؤال می کنم از خود که مدعی وصال برای آمدنش نذر کرده ای تا حال؟ اگر نیامدنش دل بخواه من باشد! اگر حجاب ظهورش گناه من باشد به او و منتظرانش چقدر مدیونم دعای مرگ برایم کنید ممنونم
هنوز نظری ثبت نشده