دلم بد شد اما رهایش نکردی
[ قاسم صرّافان ]- 1K
- 0
دلم بد شد اما رهایش نکردی
تو از بین خوبان جدایش نکردی
مُحرّم رسید و غلام تو برگشت
نظر بر دل بیوفایش نکردی
چرا برنگردد مگر با نگاهی
تو بند محبت به پایش نکردی؟
شده کفشدار دم درب هیئت
تو دیگر چه کاری برایش نکردی؟
نیامد کسی روضه بی دعوت تو
نیامد کسی تا صدایش نکردی
نشد کعبه هم دامنت را بگیرد
شدی کعبه و اعتنایش نکردی
چرا سهم میخانهات تشنگی شد؟
مگر پیش رودی بنایش نکردی؟
چه دارد دلم توشه از زندگانی
اگر راهی کربلایش نکردی

هنوز نظری ثبت نشده