نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
دلم از غصهات ای یار به هم میریزد غنچه ات از ستم خار به هم می ریزد درو دیوار هم از غربت من می گریند از غم من درو دیوار به هم می ریزد زود برگرد وگرنه که برت گردانند می شود جسم تو خونبار به هم می ریزد قصدشان است به گودال بریزند سرت پیکرت یکصدو ده بار به هم می ریزد همه هم گر بروند شمر ولی ول کن نیست سینه از چکمه ای انگار به هم می ریزد به سوی کوفه میا ای گل زهرا ورنه خواهرت بر سر بازار به هم می ریزد گفتم ای طوعه فقط پشت در خانه میا مسلم از قصهی مسمار به هم می ریزد
هنوز نظری ثبت نشده