نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
دردمون درد یه کوچه گردیه که تو کوچه های کوفه حیرونه مرد اگه غمزده باشه راه میره راه میره اما کجا نمیدونه مرد غمگین به خودش میاد یه وقت میبینه که داره گریه میکنه یه نیگا به اینور اونور میکنه راه میره دوباره گریه میکنه دنیا و آخرتو ابن عقیل برا کوفیا آورد پس دادنش بعد از این روز دیگه خیر نمیبینن پر طاووسو به کرکس دادنش کوچه گرد کوفه از توخونهها میشنوه صدای اهل کوفه رو صدای بدرقهی زنایی که مردشون میبنده بار سفرو زنا مرداشونو راهی میکنن دستشون شمشیر و قداره میدن باباها به دخترای خودشون وعدهی سوغات گوشواره میدن صداها رو میشنوم دق میکنم میخوام از کوفه بشم فدات حسین عاشق از دارو ندارش میزنه دخترم فدای دخترات حسین اینجوری که اینا دارن شب و روز تیغ و خنجراشونو تیز میکنن اگه پاشون برسه به کربلا علی اکبرتو ریز ریز میکنن نامه مو فقط برا رباب نخون اگه بشنوه یه کم جا میخوره یه دونه سه شعبه ساختن که باهاش سر شیش ماهه رو در جا میبره کوچه گردیای من که چیزی نیست پیش کوچه گردیای زینبت پریشون نشه یه وقت تو کوچهها مث اون زلفای نامرتبت
هنوز نظری ثبت نشده