در خواب مگر بینم بیدار شدن را
[ مجتبی روشن روان ]- 1K
- 0
در خواب مگر بینم بیدار شدن را
دل خواه نظر بودن دلدار شدن را
باید به دل گور برم حسرت فیض
اذن نفسی لایق دیدار شدن را
تا دل ندهی، سر نسپاری به ره دوست
هیهات ببینی، شب سردار شدن را
ای بی خبر از لذّت درماندگی عشق
یک بار بیا تجربه کن زار شدن را
بیچاره دلی که نچشیده ست صفای
در روضۀ دلدار گرفتار شدن را
حاشا که دهم بر همۀ عالم هستی
یک لحظه پریشان علمدار شدن را

هنوز نظری ثبت نشده