نصب اپلیکیشن نوا

داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت

[ جودی خراسانی ]
داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت
جز خالق اکبر ز دل او که خبر داشت؟

تا آن دم آخر که بریدند سرش را
او دیده‌ی حسرت به ‌سوی جسم پسر داشت

می‌سوخت خود از تشنگی و در دم مردن
از سوز لب خشک پسر، دیدۀ تر داشت

تا چهرۀ اکبر به حسین بود مقابل
نه دیده سوی شمس و نه چشمی به قمر داشت

بُگْذشت به یک‌باره ز جان و زن و فرزند
یارب! چه هوا بود که آن شاه به ‌سر داشت؟

مجنون شدی و سر به بیابان بنهادی
لیلای جگرخون گر از این غصّه، خبر داشت

شد پُر گهر از دیدۀ زینب، همه آفاق
آن بحر فرومایه، کی آن ‌قدر گهر داشت؟

نالم به حسین یا ز غم حضرت سجّاد؟
این داغ پسر در دل و آن داغ پدر داشت

در آه جگرسوز تو، «جودی»! چه شرر بود؟
کاندر جگرِ سنگ، فغان تو اثر داشت

 

 

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل