نصب اپلیکیشن نوا

حرف از غریبِ سامره شد أَیُّهاَالعزیز

[ حسین ایمانی ]
حرف از غریبِ سامره شد  أَیُّهاَالعزیز
در کاسه‌یِ دو چشمِ همه اشکِ غم بریز

اشکی که روزِ بی‌کسی‌ام توشه می‌شود 
اشکی که راهِ وصلِ دو شش‌گوشه می‌شود 

اوّل ضریحِ دیدنیِ شاهِ کربلا
دوّم حریمِ عسکریِین شهرِ سامرا

جایی که می‌دهد دلِ زارِ همه سلام
با دیدنِ حریمِ غریبش به سه امام

جانم فدایِ مقبره‌یِ هادی و حسن
کرده هوایِ دیدنِ سرداب  قلبِ من 

یادِ امامِ عسکری و زهرِ دشمنان 
آتش زده به سینه‌یِ بی‌تابِ عاشقان

دلبر برایِ داغِ پدر ناله می‌زند 
مادر هم از فراقِ پسر ناله می‌زند 

در شعله‌هایِ زهری و یادِ مدینه‌ای 
این روزها به یادِ در و میخ و سینه‌ای

غمگینِ سقطِ غنچه و بغضِ خلیفه‌ای
تو روضه‌خوانِ هیزمِ اهلِ سقیفه‌ای 

شوخی که نیست ؛ میخِ درِ سرخ و داغ و آه
بازی که نیست ؛ حیدر و دردِ فراق و چاه

زهری که نیش بر جگرِ عسکری زده
گویا گِره به دستِ یلِ خیبری زده 

صاحب‌زمان یتیم و عزادار شد خدا 
آه و فغان بلند شد از شهرِ سامرا

شالِ عزا به دوشِ گلِ باغِ نرگس است
حالِ فراق و غربت و غم حالِ مجلس است

آقا به مجلسِ غمِ بابا قدم گُذار
پایان بده شبِ ستم و درد و انتظار
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل