نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
بگذارید کناربدنش گریه کنم بگذارید به بیسرشدنش گریه کنم تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم بگذارید گلم را که فتاده است به خاک کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم
هنوز نظری ثبت نشده