به روی نيزهها ديدم سرت را
[ یوسف رحیمی ]- 40
- 0
به روی نيزهها ديدم سرت را ميان خون، رها بال و پرت را چگونه قلب من آرام باشد که دیده ساربان انگشترت را... ▪️ چراغ عمر من پايان گرفته ببین باران الرحمان گرفته تمام دشت احيا دارد امشب که هر نيزه بهسر قرآن گرفته

هنوز نظری ثبت نشده