نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد
به خاک می کِشی از بس عزیز من پارا کنار پیکر خود میکشی تو بابا را ز دست می روم آخر بیا و رحمی کن مکش به پیش نگاهم به خاک و خون پارا ز بس کشیده تنت را به هر طرف دشمن شمیم موی تو پر کرده است صحرا را مسیح خیمه ی زینب نفس نداری تا دوباره زنده نمایی مسیح زهرا را برای آنکه گلم را به خیمهها ببرم خبر دهید به گلشن تمام گل ها را کدام تکه کنارکدام تکه توست چگونه حل بکنم این تن معما را تمام قامت تو در عبای من جا شد کسی نکرده چنین وصف “اربا اربا “را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد