نصب اپلیکیشن نوا

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

[ مهدی زنگنه ]
بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست
به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد
و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان می‌گیرد
زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد
پس از این ام‌بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد.
چون ز گهواره‌ اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد
تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل