نصب اپلیکیشن نوا

برایت گریه کردم، شعر گفتم شعر کوتاهی

[ فاطمه عارف‌نژاد ]
برایت گریه کردم، شعر گفتم شعر کوتاهی
به شوق آفرینی، خوب بودی، طیب‌اللهی

دلم تنگ تو بود و تا اذان صبح را گفتند
شب دلتنگی‌ام آمیخت با اشک سحرگاهی

به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی
قدم برداشتی گفتم عجب سروی، عجب ماهی

چه در روح جوانت بود ای حسن خدادادی
که با موی سپیدت نیز این اندازه دلخواهی

به سمت قله میرفتیم آه ای قافه سالار
کمر بر قتل تو بستند دزدان سرراهی

غمت سنگین‌تر از تاب من است و چاره‌ای هم نیست
 به دوشش میکشد انگار کوهی را پر کاهی

دلم می‌سوزد و می‌سوزد و می‌سوزد و ای داد
نهان دارم هزار آتش فشان را پشت هر آهی

در آغوش شهادت رفت دور از چشم ما مردم
حکیمِ شاعرِ مردِنبردِ آیت‌اللهی

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل