نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
برادر بی تو در چشمم جهان تنگست مینالم فلک را بی سبب با من سر جنگست مینالم بصید آشیان گم کرده مرغ بی پر و بالی زهر سو دامن قومی پر از سنگست مینالم نه زنجیر جفا در گردنم تنگ است از آن گویم که عنقا را ز طوق آهنین ننگست مینالم بنالد بلبل از هجران گل اما من از وحشت هنوزم دامن وصل تو در چنگست مینالم بجانان درد دل ناگفته ماند ای اشگ امدادی که دل در اضطراب از نالة زنگست مینالم برادر مرده را با ناله دمسازی کنند اما سلامت باد من نای و دف و چنگست مینالم بیابان دور مقصد ناپدید و رهزنان در پی جهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست مینالم
هنوز نظری ثبت نشده