نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
باورنکردنیست از این خانه رفتنت اینطور بیخبر نرو، دستم به دامنت ای سرو من که جشن تبرها برای توست امشب چقدر لاله شکفتهست بر تنت آخر کدام تیغ اثر کرد بر گلوت؟ وقتی هزار نام خدا بود جوشنت حالا چقدر یار قدیمی که در بهشت دارند دستهدسته میآیند دیدنت باری به رغم ابرترین روزهای قرن میتابد از ورای زمان چشم روشنت پایندهباد تا ابدالدهر یاد تو پایندهباد تا ابدالدهر میهنت
هنوز نظری ثبت نشده