نصب اپلیکیشن نوا

باز صحبت از تو شد عرش خدا باران گرفت

[ حامد آقایی ]
باز صحبت از تو شد عرش خدا باران گرفت
باز هم با اشک‌های تو دلِ یزدان گرفت

بانگِ هل من ناصرش را با تو ، هر عصری شنید
گفت اگر چه ظالمی این غائله پایان گرفت

آن که کم کم جان گرفته بین گودال از حسین
از تو در بالای تل هم ، ذره ذره جان گرفت

بوسه گاهِ مصطفی را داخل خورجین گذاشت
بی خبر از قیمت سر بود اگر ارزان گرفت

رفت کوفه ، رفت شام و رفت تا کنج تنور
کوچه کوچه خانه خانه بوی اَلرّحمن گرفت

کوفه مهمانداریش با طعنه و با سنگ بود
کوفه ایی که بارها ازدست مولا نان گرفت

شام هم تا زد بر آن دندان امیر مستِ پست
آستین را دختری مظلومه با دندان گرفت

ایستادی همچو پرچم ، قلبهاشان ایستاد
از صدایِ حیدری ات ناقه هم فرمان گرفت

گر چه سامانت به روی نیزه منزل کرده بود
دینِ حق از پایمردی هایِ تو سامان گرفت

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل