با خَلق نگفتم که چه آمد به سر من هجران تو رازیست که افشا شدنی نیست ظرف دل من پُر شده از رنجِ نبودَت در سینه دگر هیچ غمی جا شدنی نیست
پس از بررسی نمایش داده میشود
هنوز نظری ثبت نشده