نصب اپلیکیشن نوا

بِبَریدم که پیام از تنِ بی‌سر دارم

[ محمود ژولیده ]
بِبَریدم  که پیام از تنِ بی‌سر دارم
حرفها با سپهِ کوفه ز حنجر دارم

شِکوه بر فاطمه دارم ز جسارتهاتان
من شکایت ز شما نزد پیمبر دارم

تشنه کشتید و بریدید سرِ مهمان را
حال این رختِ اسیریست که در بر دارم

مَحرمان را همه کشتید و زبان دار شُدید
غارت آزاد شد و دست به معجر دارم

بزنیدم ببَریدم به همه می‌گویم
من در این دشتِ بلا چند برادر دارم

بار بستید و برفتید ولی من چه کنم
من که از معرکه هفتاد و دو پیکر دارم

یا اجازه بدهید این‌همه را دفن کنم
یا گذارید که انگشتِ جدا بر دارم

یکطرف بی سر و بی دست، علمدارِ رشید
یکطرف دستِ علمدارِ دلاور دارم

دارم اینجا به حرم یک تنِ ارباً اربا
و سرِ نیزه سرِ زخمیِ اکبر دارم

رأسها را که بریدید و سرِ نیزه زدید
دستها را چه کنم،اینهمه لشگر دارم

یک‌طرف غنچۀ نشکفته که پرپر کردید
یک‌طرف مانده دوتا گمشده دختر دارم

یک‌طرف کعب نی و حرف بَد و سوی دگر
تازیانه به سر و صورتِ  خواهر دارم

خواهرانی همه معصوم و عفیف و مضطر
داغدیده به برم، اینهمه مادر دارم

یا اخی بوسه به رگ‌های بریده بزنم
زانکه مأموریتِ تازه ز حیدر دارم

بوسۀ حنجرۀ تو نَفَسِ تازه دهد
تا ببیند که من هم کس و یاور دارم
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل