نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
ایدل! علیه نَفْس، دمادم قیام کن یعنی جهاد اکبرِ خود را مدام کن از او نترس! راه نجات استقامت است بر این چموش، همت خود را لگام کن این سرکشیده را به کشیده نیاز نیست رم کرده را به تربیت عشق رام کن گیرم که در جهان شده گمراه او، بیا او را در آستان هدایت بهنام کن تا کی به رفتوآمدی ای دل؟ مقیم باش تا کی به رفت و آمدی ای جان؟ مقام کن میدان و گوی خیره بهدست تو ماندهاند آغاز در عمل کن و ترک کلام کن از کوی یار میوزد اینک نسیم نور این باده را سبو به سبو در مشام کن هم راهی تنور شو تا پختهتر شوی هم ترک وهم نارس و سودای خام کن شیطان به جنگ آمده با نیروی تمام عزم دفاع از وطن و کوی و بام کن هفتاد سال عمر گذشت و نیامدی اینبار رو به مرقد هشتمامام کن دست دعا بلند کن از دل به پای دوست سر بر قدوم او بگذار، احترام کن با ما زمانه بر سر جنگ است یاعلی پس ذوالفقار خویش برون از نیام کن پروانهوار گرد حریم خدا بگرد آنگاه بر امام زمانت سلام کن از دوزخ گناه به جنّات توبه رو از کوثر دو چشم، تمنّای جام کن پس کنجی از حرم بنشین و بهیاد دوست «بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن دانم که مستمند و تهیدست و بیکسی از بارگاه فیض رضا توشه وام کن.»
هنوز نظری ثبت نشده